راهبانی
مترادفها
رهبانیت، راهبگری
متضادها
دنیاطلبی، ولنگاری
لغت نامه دهخدا
راهبانی. ( حامص مرکب ) رهبانی. عمل راهبان. راهداری. رجوع به راهبان شود.
جمله سازی با راهبانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از جمله آنگلوساکسونها میتوان به «آنگلها»، «گوتها»، «فریزیها» و «ساکسونها» اشاره نمود. قبرهای منطقه ساتن هو، به همراه یادداشتهای راهبانی چون عالیجناب «بید»، اطلاعات مربوط به تاریخ آنها را بیان میکند.
💡 باغهای قرون وسطایی ایتالیا با دیوارهایی محصور شده بودند و در آنها پرورش سبزیجات، میوهها و گیاهان دارویی رواج داشت. همچنین باغهای رهبانی ساخته میشد که مختص به مراقبه و نیایش طراحی شده بود تا مکانی آرام باشد. بهطور کلی، انواع باغهای صومعه شامل باغهای آشپزخانه، باغهای درمانگاه، باغهای گورستان، باغهای دِیر و تاکستانها بودند. صومعههای منفرد ممکن بود اشکال مختلفی داشته باشند؛ مثلاً دارای یک «صحن سبز»، قطعهای از فضای سبز و درختان که اسبها بتوانند در آن بچرخند، و همچنین یک باغ سرداب یا باغهای خصوصی برای مطیعها، راهبانی که پستهای خاصی در صومعه داشتند، باشند.