راه نماینده

لغت نامه دهخدا

راه نماینده. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) راهنمای. راهنما. دلیل. ره نماینده. راهنما. رهنمای: سلوک کن بر طبق ستوده تر اطوار خود و راه نماینده تر اخلاق خود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ). و رجوع به راهنما و رهنما و راهنمای و راهنمون و رهنمون شود.

فرهنگ فارسی

راهنمای. راهنما. دلیل. ره نماینده. راهنما.

جمله سازی با راه نماینده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ روزی که از بیم پشتها بر میگردانید، ما لَکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ و شما را از اللَّه نگاه دارنده‌ای نه، وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (۳۳) و هر که اللَّه او را بی‌راه کرد او را هیچ راه نماینده نیست.

💡 فریاد ز طبع جرم زاینده ما وز نفس به بد راه نماینده ما

💡 از تو به حق می رسند راهنوردان خاک راه نماینده جامد و حیوان تویی

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز