لغت نامه دهخدا
رازفشانی. [ ف ِ ] ( حامص مرکب ) آشکار کردن راز. کشف اسرار. آشکار و پیدا کردن راز:
سر طلبی تیغزبانی مکن
روزنه ای رازفشانی مکن.نظامی.
رازفشانی. [ ف ِ ] ( حامص مرکب ) آشکار کردن راز. کشف اسرار. آشکار و پیدا کردن راز:
سر طلبی تیغزبانی مکن
روزنه ای رازفشانی مکن.نظامی.
آشکار کردن راز. کشف اسرار. آشکار و پیدا کردن راز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر طلبی تیغزبانی مکن روز نهای راز فشانی مکن
💡 اگر به راز فشانی لبم اجازت داشت چه ها به عابد طاعت فروش می کردم