داشتی

لغت نامه دهخدا

داشتی. ( حامص ) ( در ترکیب ) ناداشتی، فقر:
ز دنیا برم رنگ ناداشتی.نظامی.نیز رجوع به داشت شود.
داشتی. ( اِخ ) این کلمه به این صورت در فهرست کتاب نزهةالقلوب ( مقاله سوم چ اروپا ) آمده است اما در متن دشتی ضبط شده و صحیح کلمه هم دشتبی است مخفف دشتایی، بلوکی در جنوب شهر قزوین. رجوع به دشتبی و دشتابی ( دشت آبی ) شود. ( نزهةالقلوب مقاله سوم چ اروپا ص 221 ).

فرهنگ فارسی

این کلمه باین صورت در فهرست کتاب نزهه القلوب آمده اما در متن دشتی ضبط شده و صحیح کلمه هم دشتبی است مخفف دشتابی

جمله سازی با داشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۱۳۸۱ - هر وقت کارم داشتی تلفن کن، ترجمه: اسداالله امرایی، انتشارات نقش و نگار.

💡 گر شکایت داشتی از ناله و درد سری رفتم و درد سر از کوی تو بردم عاقبت

💡 زمانه تا سر سالش اگر امان دادی وزو سه ماه دگر زیب داشتی دنیا

💡 آپارچی به خاطر قولی که به دوستش داده پدرش را می‌کشه و بعد که کمی اشک می‌ریزه همسرش می‌گه اگه جرات کشتن داشتی جرات تحمل هم داشته باش.

💡 چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف وز بسی نعمت نهادی بر من مسکین سپاس