خلقا. [ خ َ قَن ْ ] ( ع ق ) از حیث خلق. از حیث آفرینش. ( یادداشت بخط مؤلف ): کان اشبه الناس برسول اﷲ خلقا و خلقا و منطقاً.
خلقا. [ خ ُ قَن ْ] ( ع ق ) از حیث خلق. از حیث خو. ( یادداشت بخط مؤلف ): کان اشبه الناس برسول اﷲ خلقا و خلقا و منطقاً.، خلق ا.[ خ َ قُل ْ لاه ] ( ع اِ مرکب ) آفریده خدا. || در تداوم عامیانه، مردم. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- ای خلق اﷲ؛ ایهاالناس. ای مردمان.
از نظر خبق از جهت خوی.
از حیث خلق از حیث آفرینش
[ویکی الکتاب] معنی یَکْبُرُ: بزرگ است (عبارت "أَوْ خَلْقاً مِّمَّا یَکْبُرُ فِی صُدُورِکُمْ " یعنی: یا آفریده ای از آنچه در ذهنتان [حیات یافتنش] سخت و دشوار میآید)
ریشه کلمه:
خلق (۲۶۱ بار)
💡 قال ابن عباس یعنی الآدمیات العجائز الشمط یقول خلقنا هن بعد الهرم خلقا آخر فجعلناهن ابکارا عذاری.
💡 ای بسا خلقا که اندر بند کرد حلقهاشان حلقههای موی تو
💡 وَ بَثَّ ای اظهر و نشر و فرّق، وَ خَلَقَ مِنْها ای من آدم و حوا رِجالًا کَثِیراً وَ نِساءً یقول خلقا کثیرا من رجال و نساء، یقال الف امّة. گفتهاند درین آیت تقدیم و تأخیر است یعنی رجالا و نساء کثیرا، که زنان در جهان از مردان بیشاند، و در خبر است از مصطفی (ص) که در آخر الزّمان زنان چندان باشند که پنجاه زن را یک قیّم بود. بَثَّ در کثرت گویند چیز فراوان را، یقال بثثتک حدیثی، و ابثثتک.
💡 و عن ابن عباس قال: «سخط موسی علی بنی اسرائیل فلما نزل بالحجر قال اشربوا یا حمیر! فاوحی اللَّه تعالی الیه «مثّلت خلقا خلقتهم علی صورتی بالحمر».