لغت نامه دهخدا
خانه براندازی. [ ن َ / ن ِ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل خانه برانداز. خانه برانداختن. رجوع به خانه برانداختن شود.
خانه براندازی. [ ن َ / ن ِ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل خانه برانداز. خانه برانداختن. رجوع به خانه برانداختن شود.
عمل خانه برانداز خانه برانداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بشنو صفت لیلی و مجنون ز سعیدا آن خانه براندازی و این خانه خرابی است
💡 شعلهٔ سینهٔ من خانه فروز است ولی شعله ئی هست که هم خانه براندازی هست
💡 وحشت آباد بود در نظر من شهری که به هر کوچه او خانه براندازی نیست
💡 چشم تو ودلجویی دورند ز همدیگر هر خانه براندازی معمارنمی گردد
💡 سیر شد خاطرم از گوشه نشینی، دارم همچو چشم خوش تو خانه براندازی باز