دو چشمی

فرهنگستان زبان و ادب

{binocular} [فیزیک] هر وسیلۀ اپتیکی که برای دیدن با هر دو چشم طراحی شود

جمله سازی با دو چشمی

💡 بر زمین افتاد چون خورشید از بالای زین با دلی اندوهگین و با دو چشمی اشکبار

💡 بکنم دو چشمی که ترا نبیند نبود در و نور و ضیا نباشد

💡 در دل عارف تو هر دو جهان یاوه شود کی درآید به دو چشمی که تو را دید خسی

💡 خشک لب رفت و برون آمد از آن بحر خضم با دو چشمی پر نم

💡 بیش شد حلقهٔ زنجیر گرفتاری ما زان دو چشمی که به آهوی ختن بخشیدند

💡 ز خطِ وهمی‌ِ های هویّت دو چشمی می‌شود در وقتِ رؤیت