خط اهن

مترادف‌ها

خط آهن، ریل

لغت نامه دهخدا

( خط آهن ) خط آهن. [ خ َطْ طِ هََ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) راه آهن. مسیری فراهم آمده از دو خط ساخته شده از آهن که بموازات هم قرار دارند و بروی آن واگن حرکت می کند. رجوع به راه آهن در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

( خط آهن ) راه آهن مسیری فراهم آمده از دو خط ساخته شده از آهن که بموازات هم قرار دارند و بروی آن واگن حرکت می کند.

فرهنگستان زبان و ادب

خط آهن
{track} [حمل ونقل ریلی] مجموعه ای ثابت که بستر حرکت وسایل نقلیۀ ریلی است و بارهای وارده را تحمل می کند

جمله سازی با خط اهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روستای امیران در استان اصفهان و در شهرستان اردستان و در مسیر راه کاشان به طبس و در مجاورت خط اهن تهران به بندرعباس واقع شده‌است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران