دست اندرکار
مترادفها
فعال، درگیر، عامل
متضادها
خارجی، بیطرف
فرهنگ عمید
۱. کسی که در کاری یا امری مداخله داشته باشد.
۲. آن که بر سر شغل یا کاری باشد.
جمله سازی با دست اندرکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انجمن فیلم کوتاه ایران (ایسفا) انجمن صنفی کارگری سازندگان فیلم کوتاه ایران است. این انجمن یک تشکل صنفی، غیرانتفاعی و غیردولتی، زیر مجموعه مؤسسه فرهنگی خانه سینمای ایران است که اعضای آن دست اندرکار فیلم کوتاه هستند. انجمن فیلم کوتاه ایران در سال ۱۳۸۲ تاسیس شد و در سال ۱۳۸۳ شروع به عضوگیری نمود. این انجمن در حال حاضر بیش از ۴۰۰ عضو دارد.
💡 یعنی گروههایی و افرادی دست اندرکار شاید اینطور تشخیص بدهند که اگر شورا باشد دیگر ما چه کارهایم؟ شما هیچ! بروید دنبال کارتان! بگذارید مردم مسئولیت پیدا کنند. این مردمند که کشته دادند. اینهایی که اینجا خوابیدند از همین تودههای جنوب شهر بودند.
💡 در پروژههای بزرگ صنعتی، افراد متخصص و دست اندرکار باید با هماهنگی کامل با یکدیگر برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلاش کنند.
💡 او سالها به عنوان یکی از اصلیترین دست اندرکار در مدیریت امور مالی شرکت، نقش بسیار مهمی در موفقیتهای اخیر سازمان ایفا کرد.
💡 برای حل مشکلات پیچیده اجتماعی، حضور فعال و دست اندرکار بودنِ گروههای مختلف مردم در فعالیتهای مدنی بسیار ضروری و حیاتی است.