درربار

لغت نامه دهخدا

درربار. [ دُ رَرْ ] ( نف مرکب ) درربارنده. بارنده درر. آنکه یا آنچه درها بارد. || فصیح. ( ناظم الاطباء ): از رشحات خامه درربار ریاض اخبار شاه فلک اقتدار بر وجهی نضارت یابد. ( حبیب السیر چ تهران ج 3 جزو 4 ص 323 ).

فرهنگ عمید

۱. دربار، گوهرافشان، مرواریدبار.
۲. [مجاز] خوش سخن، فصیح.

جمله سازی با درربار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاب گریبان نظم درگه میلاد تو کلک درربار من لؤلؤ شهوار زد

💡 تا به ورق دست میر کلک درربار زد بر سر تیر دبیر دفتر و طومار زد

کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز