در اینده

لغت نامه دهخدا

( درآینده ) درآینده. [ دَ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از درآمدن. داخل شونده. واردشونده.بدرون آینده. داخل. ( دهار ). سالک. میخَط. ( منتهی الارب ). وارد. ( دهار ). هادف. ( منتهی الارب ):
خورشید سپهر و کرم و جود و سخائی
نور تو درآینده ز هر روزن و هر در.سوزنی.جاحر؛ درآینده به سوراخ و نهان جای. خشیف، مندمج؛ درآینده در چیزی. سَدّ؛ درآینده میان دو چیز. کارع؛ درآینده در آب. مفجر؛ وقت فجر درآینده. هجوم؛ ناگاه درآینده بر کسی. هکم؛ بی باکانه در کار بی فایده درآینده. || فرورنده: أهضم؛ شکم باریک و درآینده. ( منتهی الارب ).
دراینده. [ دَ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از دراییدن. سراینده.گوینده. آوازکننده. ( برهان ) ( آنندراج ):
دراینده هر سو درای شتر
ز بانگ تهی مغز را کرده پر.نظامی.

فرهنگ عمید

گوینده، کسی که سخنی بگوید.

فرهنگ فارسی

( در آینده ) نعت فاعلی از در آمدن داخل شونده
نعت فاعلی از دراییدن سراینده

جمله سازی با در اینده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با... ن در اینده و شلوار بریده اینجا بفرستند مرا ورا بتک و تاز

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز