لغت نامه دهخدا
دام نمک. [ م ِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دامی که با بکار بردن نمک تعبیه سازند. || مجازاً نمک گیر کردن کسی را:
پرسیدمش ز صید لب خود گزیدو گفت
صیاد را بدام نمک می توان گرفت.اسیر ( از آنندراج ).
دام نمک. [ م ِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دامی که با بکار بردن نمک تعبیه سازند. || مجازاً نمک گیر کردن کسی را:
پرسیدمش ز صید لب خود گزیدو گفت
صیاد را بدام نمک می توان گرفت.اسیر ( از آنندراج ).
دامی که با بکار بردن نمک تعبیه سازند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرسیدمش ز صید لب خود گزید و گفت صیاد را به دام نمک میتوان گرفت