خویشاوندگماری
مترادفها
خویشاوندسالاری، پارتیبازی
متضادها
عدالت، بیطرفی
فرهنگستان زبان و ادب
{nepotism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] انتصاب خویشاوندان به جای افراد باصلاحیت
ویکی واژه
انتصاب خویشاوندان بهجای افراد باصلاحیت.
جمله سازی با خویشاوندگماری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سبب بی تجربگی اوژن چهارم در رفتار خود بسیار مردد و تحریک پذیر نشان میداد. با وجود دشمنی سرسختانه با ارتداد و بدعت، او کرم فراوانی به فقرا داشت و خویشاوندگماری (پارتی بازی) در کار او دیده نمیشد. همین مخالفت او با خویشاوندگماری بود که موجب درگیری او با خاندان کولونا گردید. با داشتن زندگی راهبانه، علاقه فراوانی به هنر و یادگیری بروز میداد و در سال ۱۴۳۱ دانشگاه رم را باز تأسیس کرد.