لغت نامه دهخدا
لئال. [ل ءْ آ ] ( ع ص ) مرواریدفروش. ( منتهی الارب ). لؤلؤفروش. لؤلؤئی. ( سمعانی ). لاَّء. لئلاء. ( منتهی الارب ).
لئال. [ل ءْ آ ] ( ع ص ) مرواریدفروش. ( منتهی الارب ). لؤلؤفروش. لؤلؤئی. ( سمعانی ). لاَّء. لئلاء. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس بدیده همی سود و بر گرفتش مهر یکی صحیفه نظر کرد پر لئال و درر
💡 قصیده تو که از دلکشی و رنگینی خریطه بود آکنده از لئال و درر