ظاهرپرستی
مترادفها
خودنمایی، ریاکاری، تظاهر
متضادها
باطنگرایی، اخلاص
لغت نامه دهخدا
ظاهرپرستی. [ هَِ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) ظاهربینی. رجوع به ظاهربینی شود.
فرهنگ عمید
دوست داشتن صورت ظاهر، عمل ظاهرپرست.
فرهنگ فارسی
عمل ظاهر پرست ظاهر بینی.
جمله سازی با ظاهرپرستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوش نمیآید مرا ظاهرپرستی همچو خلق خویش را آزاد و دل را بندهٔ آن میکنم