زادان. ( اِخ ) سرسلسله زادانیان، و در عصر رسول ( ص ) حاکم جمعی از اعراب بود. مؤلف تاریخ گزیده آرد: وی در عهد رسول حاکم جمعی اعراب بود از امیرالمؤمنین علی ( ع ) منشوری دارد که در آن چنین گفته: اسکن یا زادان بقزوین او عقلان. ( تاریخ گزیده ص 846 ). و رجوع به زادانیان در این لغت نامه شود.
زادان. ( اِخ ) ابن فرخ. رجوع به زادان فرخ در این لغت نامه شود.
سر سلسله زادانیان و در عصر رسول ( ص ) حاکم جمعی از اعراب بود
اسم: زادان (پسر) (فارسی) (تلفظ: zādān) (فارسی: زادان) (انگلیسی: zadan)
معنی: منسوب به آزاد، آزاد و آزاده، ( زاد = آزاد، ان ( پسوند نسبت ) )، ( اَعلام ) سرسلسله ی زادنیان در عصر پیامبر اسلام ( ص ) که بر گروهی از اعراب حکومت می کرده است و او از قبایل معروف قزوین است
💡 ملک عادل دنیا ده و دیندار توئی برخور از ملک ملک زادان تا یوم الدین
💡 حریف هر یکی از خرس و میمون فرستد اهرمن زادان هم ایدون
💡 بت پرستی باعث ایجاد ماست برهمن زادان این بتخانهایم
💡 به شبنم غنچهٔ نورسته می گفت نگاه ما چمن زادان رسا نیست
💡 به صد دل حمله آورده به یک دست سپاه دیو زادان جمله بشکست
💡 این چمن زادان که پر نگشاده اند ز آشیان خویش دور افتاده اند