راجعون. [ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان رحمت آباد بخش رودبار شهرستان رشت که در36هزارگزی شمال باختری رودبار و 19هزارگزی رستم آبادواقع شده است. ناحیه ای است کوهستانی و هوای آن مرطوب و معتدل و مالاریائی است سکنه آن 276 تن میباشد و زبان اهالی گیلکی فارسی است. آب آن از چشمه سار و محصول آن غلات، برنج و لبنیات میباشد. شغل اهالی زراعت وگله داری و زغال فروشی و مکاری و راه آن مالرو است. اهالی آن در هنگام تابستان جهت تعلیف گله های خود به ییلاق در فک میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دهی است جزئ دهستان رحمت آباد بخش رود بار شهرستان رشت.
[ویکی الکتاب] معنی رَاجِعونَ: برگردنده ها
معنی رَاجِعُونَ: آنان که باز می گردند
ریشه کلمه:
رجع (۱۰۴ بار)
💡 اناالله و انا الیه راجعون
💡 خواندهای انا الیه راجعون تا بدانی که کجاها میرویم
💡 قالُوا لا ضَیْرَ إِنَّا إِلی رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ، لا ضیر مصدر ضاره یضیره ضیرا. اذا ضرّه، ای لا یضرّنا ما صنعت بنا إِنَّا إِلی رَبِّنا راجعون یجازینا بصبرنا علی عقوبتک ایّانا و ثباتنا علی التوحید. و فی الآیة دلالة علی ان الانسان ان یظهر الحق و ان خاف القتل.
💡 هین خمش کن به اصل راجع شو دیده راجعون نمیخسبد
💡 خواند»انالله راجعون « از نوک مژه سرشک خون راند