لغت نامه دهخدا
لاابالی وار. [ اُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی باکانه.
لاابالی وار. [ اُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بی باکانه.
بی باکانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشق و رند و لاابالی وار ازجهانی رسیده ام که مپرس
💡 این چنین مست و لاابالی وار از خرابات عشق می آئیم
💡 چنان که مذکور شد مرتبه صبر بر بلایا و محن از مراتب رفیعه و درجات منیعه است و صبر منزلی است از منازل دین، و مقامی است از مقامات موحدین و به واسطه آن، بنده در سلک مقربان بارگاه احدیت داخل، و به جوار حضرت احدیت واصل می گردد و تا کسی صبر را شعار خود نسازد به مراتب ارجمند فایز نگردد و تا آدمی جرعه بلا را لاابالی وار سر نکشد قطره ای از جام محبت نچشد.
💡 چو خون عقل خورد باده لاابالی وار دهان گشاید و اسرار کبریا گوید
💡 عاشق و مست و لاابالی وار در پی دوست در به در گشتیم
💡 سهیل اگر چه کند سیر لاابالی وار به هر طرف که رود چشم بر یمن دارد