لائق

لغت نامه دهخدا

لائق. [ ءِ ] ( ع ص ) سزاوار. قمین. قَمِن. قَمَن. ( منتهی الارب ). درخور. جدیر. حری. نیز رجوع به لایق شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) برازنده سزاوار شایسته در خور: سلجوق... شش پسر داشت همه سزاوار مهتری و لایق سروری. جمع: لایقین.

جمله سازی با لائق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای وصالت صادقان صادق شده در طریق عشق خود لائق شده

💡 کسی باشد سزای قرب شاهی که باشد لائق فر الهی

💡 ای عنصری این ساعت از تو می اندیشیدم می بینی که چه افتاده است ما را در این معنی چیزی بگوی که لائق حال باشد.

💡 آن زمان تو عشق را لائق شوی عشق حق را عاشق صادق شوی

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز