طاق مقرنس

لغت نامه دهخدا

طاق مقرنس. [ ق ِ م ُ ق َ ن َ ] ( اِخ ) صفه حضرت سلیمان علیه السلام. ( برهان ):
رنگین تو کنی کمان شیطان
چون طاق مقرنس سلیمان.خاقانی. || ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه است از آسمان. ( برهان ). و رجوع به مجموعه مترادفات ص 10 شود:
ما باده میخوریم بشادی و خصم ما
جز غم بزیر طاق مقرنس نمی خورد.کاتبی.

فرهنگ فارسی

سفه حضرت سلیمان علیه السلام یا کنایه از آسمان.

جمله سازی با طاق مقرنس

💡 چون بنای سقف این طاق مقرنس کرده اند نام حیدر زیب این کاخ مقدس کرده اند

💡 چو دیگر روز از این طاق مقرنس جهان پوشیده شد در زرد اطلس

💡 جفت مقوس او چون جفت طاق ابرو طاق مقرنس او چون خم طوق پیکر

💡 پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند قبله ام زان خم ابروی مقوس کردند

💡 بالای هفت طاق مقرنس دو گوهرند کز کاینات و هرچه دروهست برترند

💡 اندر آن خرگاه اطلس جای کرد مه در این طاق مقرنس جای کرد

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز