طاعت دوست
لغت نامه دهخدا
طاعت دوست. [ ع َ ] ( ص مرکب ) دوستدار طاعت. گوش بر فرمان:
زن پرهیزکار طاعت دوست
با تو چون مغز باشد اندرپوست.اوحدی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آن که گوش بر فرمان باشد.
جمله سازی با طاعت دوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر درش بین هزار فرمان بر سرنهاده برای طاعت دوست
💡 چون تقرب کنی به طاعت دوست چشم و گوش و زبان و مغز تو اوست
💡 زن پرهیزگار طاعت دوست با تو چون مغز باشد اندر پوست
💡 در متون کلاسیک ادبیات عرفانی، مفهوم طاعت دوست به معنای تسلیم شدن در برابر اراده الهی و گذشتن از خودخواهیهای شخصی برای رسیدن به حقیقت است.
💡 شاعر در این بیت، بر اهمیت طاعت دوست تاکید کرده و معتقد است که تنها از طریق از خود گذشتگی میتوان به کمال معنوی دست یافت.
💡 مفهوم طاعت دوست در فرهنگهای مختلف، همواره به معنای وفاداری عمیق و احترام بیقید و شرط به کسی است که مورد محبت و اعتماد قرار گرفته است.