لغت نامه دهخدا
طاع. ( ع ص ) فرمانبردار. ( منتهی الارب ).
طاع. ( ع ص ) فرمانبردار. ( منتهی الارب ).
فرمانبردار، منقاد
فرمانبردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواستی چل ساله طاع ا ت مرا این سلوک و این ریاضات مرا