ضربدری
مترادفها
مورب، متقاطع، کج
فرهنگستان زبان و ادب
{decussate} [علوم پایۀ پزشکی] ویژگی صوری بخش ها یا ساختارهایی از بدن انسان که از روی یکدیگر عبور می کنند
جمله سازی با ضربدری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بعضی منابع فرعی اولین ترکیب زمینه سیاه، استخوان ضربدری و جمجمه در سال ۱۷۰۰ توسط «امانوئل وین» گزارش شدهاست.
💡 در دورهٔ آغازین خط و دبیره، پیرامون ۵۵۰۰ سال پیش (دورهٔ تصویرنگاری)، مردمان برای نشان دادن منظور خود، شکل و تصویر چیزی را میکشیدند. بعدتر این شکلهای آغازین سادهتر شده و دارای مفاهیم جدیتری شدند. این دوره را اندیشه نگاری گویند. دیگر، شکل یا نشان رسم شده شبیه آن شی نخستین نیست و معنای مشخص نخستین را نیز ندارد. برای نمونه نشانی که بیشتر شبیه ستاره بود (سه خط که به شکل ضربدری بر روی هم رسم شده) در آغاز تنها به معنای «خورشید» بود؛ ولی بعدها در دوره اندیشهنگاری معناهای گوناگونی همچون «آسمان» و «خدا» را نیز به خود گرفت.
💡 برای عبور از خیابانهای پرتردد شهر، باید حتماً از خطکشیهای ضربدری که برای عابرین پیاده تعبیه شده است، استفاده کرد تا امنیت حفظ شود.
💡 مهندس معمار در طراحی این ساختمان جدید، از الگوهای ضربدری در سقف و کف استفاده کرد تا زیبایی و استحکام ساختار را افزایش دهد.
💡 در بازیهای فکری و استراتژیک، حرکتهای ضربدری گاهی میتوانند مسیر پیروزی را برای بازیکن تغییر داده و او را به سمت موفقیت هدایت کنند.