صاحب غرض

لغت نامه دهخدا

صاحب غرض. [ ح ِ غ َ رَ ] ( ص مرکب ) مغرض. آنکه نیت بد دارد: و سخن صاحب غرضان نشنود تا به غور گناه نرسد. ( سعدی ).
ز صاحب غرض تا سخن نشنوی
که گر کار بندی پشیمان شوی.سعدی.

فرهنگ عمید

دارای غرض، مغرض، کسی که قصد و غرضی دارد: ز صاحب غرض تا سخن نشنوی / که گر کاربندی پشیمان شوی (سعدی۱: ۵۰ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای غرض مغروض فتنه انگیز

جمله سازی با صاحب غرض

💡 انکار ما نکردی صاحب غرض به خیره گر تا به روز یک شب با ما قدم سپردی

💡 مرا چه غم که معاند ترش نشیند و تلخ که زهر طعنه صاحب غرض نبات من است

💡 به گفت حاسد صاحب غرض که افتادم ز حضرت تو چون از روضه بهشت آدم

💡 من از تعصب صاحب غرض نیندیشم که کف برآورد از خشم راست چون مصروع

💡 چند گوئی، که بدآموزی صاحب غرض است عادت بوالعجب توست، بدآموزی نیست

💡 نه بیش یازد نیکو سخن به نظم و به نثر نه بیش تازد صاحب غرض به بحر و به بر

پته یعنی چه؟
پته یعنی چه؟
فریاد یعنی چه؟
فریاد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز