لغت نامه دهخدا
صاحب حدیث. [ ح ِ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه حدیث داند. محدث: موفق امام صاحب حدیثان و همه اعیان گفتند صواب جز این نیست که اگر جز این کرده آید این شهر غارت شود. ( تاریخ بیهقی ). موفق امام صاحب حدیثان با طغرل برفته بود. ( تاریخ بیهقی ).
صاحب حدیث. [ ح ِ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه حدیث داند. محدث: موفق امام صاحب حدیثان و همه اعیان گفتند صواب جز این نیست که اگر جز این کرده آید این شهر غارت شود. ( تاریخ بیهقی ). موفق امام صاحب حدیثان با طغرل برفته بود. ( تاریخ بیهقی ).
( صفت ) آن که حدیث داند محدث.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوده صاحب حدیث بهر خدای هست در شغل ملک صاحب رای
💡 باشد اندر نظام هردو سرای مرد صاحب حدیث و صاحب رای
💡 و گفت: تا کی گوئی صاحب رای و صاحب حدیث یکبار بگوی ای الله بیخویشتن یا بگوی الله بسزای او.
💡 آنکه از مذهبش درست شدست قول صاحب حدیث و صاحب رای