شاهدپرست

مترادف‌ها

بت‌پرست

لغت نامه دهخدا

شاهدپرست. [ هَِ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) پرستنده شاهد. که زیبا و خوب روی را پرستد. جمال پرست.زیباپرست. عاشق و دلبسته بمعشوق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آن که دلبری زیبا را دوست دارد، معشوق پرست.

فرهنگ فارسی

پرستنده شاهد. که زیبا و خوب روی را پرستد.

جمله سازی با شاهدپرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چشم شاهدپرست چون بندم به حقیقت رسیده ام ز مجاز

💡 شرابخواره و شاهدپرست و عاشق ورندم و گر حیات بود تا مدار دور و برینم

💡 در تحلیل‌های مذهبی، مفهوم انسان شاهدپرست به کسی اطلاق می‌شود که به جای ایمان به حقیقت، به دنبال پرستش بت‌ها و نمادهای مادی است.

💡 برخی جامعه‌شناسان معتقدند که جوامع مدرن نیز ممکن است در قالب‌های جدیدی از رفتارهای شاهدپرست، به دنبال پیروی از الگوهای ساختگی باشند.

💡 او با نگاهی انتقادی به تفاوت‌های میان ایمان واقعی و رفتارهای شاهدپرست در ادیان مختلف، سعی در تبیین مفاهیم معنوی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران