شاخ ریحان

لغت نامه دهخدا

شاخ ریحان. [ خ ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شاخه ریحان. طاقه ٔریحان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شاخ و شاخه شود.

فرهنگ فارسی

شاخه ریحان طاقه ریحان

جمله سازی با شاخ ریحان

💡 هست در بستان دولت سدره و طوبی ملک گرچه باغ روح را چون شاخ ریحان آمدست

💡 شد دلم صد شاخ و با هر یک جدا پیوند یافت شاخ ریحان ترش کز برگ نسرین رسته بود

💡 می نماید شاخ ریحان ترت بر آفتاب بین دل ما را که چون مانده‌ست ازین در پیچ و تاب

💡 ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته

💡 جز بنفشه خط که سر زد از نمک‌زار لبت کی بنفشه سر زده یا شاخ ریحان از نمک

💡 آن نهال گلشن قدسی که طوبی نام اوست روضه ی قدر تواش یک شاخ ریحان یافته

اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز