ساقیه
کلمهی «ساقیه» در فارسی به معنای کسی است که آب یا نوشیدنی میرساند و معمولاً به فردی گفته میشود که وظیفهی تأمین آب یا مایعات برای دیگران را دارد. این واژه از ریشه «ساقی» گرفته شده است، که به کسی اطلاق میشود که در میخانه یا مجالس شراب، نوشیدنی میدهد، اما در معنای عامتر و تاریخی، ساقیه به کسی گفته میشده که در کارگاهها، روستاها یا قناتها آب میرسانده است. این واژه میتواند هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت برای اشاره به فردی که خدمترسان است به کار رود. در عرف ادبی، ساقیه غالباً با تأکید بر زحمت و کوشش فرد در رساندن مایعات یا آب به دیگران ذکر میشود. از نظر معنایی، ساقیه با واژههایی مانند آبرسان، نوشیدنیدهنده و خدمتگزار هممعنی است.
مترادفها
آسیاب آبی، چرخ آب
لغت نامه دهخدا
( ساقیة ) ساقیة. [ی َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث ساقی. رجوع به ساقی شود. || جوی خرد. ج، سواقی. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). آبگذر. ( ناظم الاطباء ). نهر صغیر و آن بزرگترین از جدول و کوچکترین از نهر است. ( اقرب الموارد ). آبراهه. جویچه. جعفر. || ناودان.( ناظم الاطباء ). || چرخ. دولاب. ناعوره. || مزید مقدم اسماء امکنه. ( اعلام المنجد ).
فرهنگ عمید
۱. = ساقی
۲. نهر کوچک، جوی خرد، آبراهه.
فرهنگ فارسی
مونث ساقی، نهرکوچک، جوی خرد، آبراهه، ساقیات
مونث ساقی
جمله سازی با ساقیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واسطهای است ساقیه جلوه ده عروس زر آیینهای است جام می روی نمای زندگی
💡 در دهکدههای قدیمی و سنتی ایران، کشاورزان برای رساندن آب از چاههای عمیق به مزارع خود از ساقیه استفاده میکردند تا محصولاتی مثل گندم را پرورش دهند.
💡 صدای چرخش آرام ساقیه در کنار جوی آب، یکی از دلپذیرترین صداهای طبیعت در روستاهای دورافتاده و کوهستانی است که باعث آرامش شنوندگان میشود.
💡 مهندسان باستان با طراحی بسیار هوشمندانه ساقیه توانستند با استفاده از نیروی حیوانات، سیستم آبیاری بسیار کارآمدی را برای مناطق خشک و کمآب ایجاد کنند.