این عبارت در زبان فارسی از جمله ترکیبهایی است که بسته به نوع کاربرد و زمینهای که در آن به کار میرود، میتواند معانی متفاوتی داشته باشد و همین موضوع سبب میشود فهم دقیق آن نیازمند توجه به متن و موقعیت باشد. در کاربرد عمومی و روزمره، «قابل تمیز» به چیزی گفته میشود که بتوان آن را از میان چیزهای دیگر تشخیص داد، بازشناخت یا از هم جدا کرد؛ به بیان دیگر، هرگاه یک شیء، نوشته، صدا، چهره یا ویژگی به اندازهای روشن و مشخص باشد که انسان بتواند آن را به آسانی از موارد مشابه تمایز دهد، گفته میشود که «قابل تمیز» است. برای نمونه، اگر دستخط فردی واضح و منحصربهفرد باشد، میتوان گفت دستخط او قابل تمیز است، یعنی از دستخط دیگران شناخته میشود و ابهامی در تشخیص آن وجود ندارد. در این معنا، واژههایی مانند «قابل تشخیص»، «تمیزپذیر» و «بازشناختنی» با آن هممعنی به شمار میروند. اما این عبارت در زبان حقوقی و قضایی معنایی تخصصیتر پیدا میکند و به حکمی گفته میشود که امکان اعتراض، بررسی دوباره یا ارجاع آن به مرجع بالاتر قضایی وجود داشته باشد. در اصطلاح حقوقی، «قابل تمیز» معمولاً معادل «فرجامپذیر» دانسته میشود و بیانگر آن است که رأی صادرشده نهایی و غیرقابل رسیدگی مجدد نیست، بلکه میتوان آن را در دیوان عالی یا مرجع بالاتر مورد بازبینی قرار داد. این کاربرد بیشتر در متون قانونی، آرای دادگاهها و نوشتههای حقوقی دیده میشود و جنبهای کاملاً تخصصی دارد. بنابراین، مفهوم این عبارت وابسته به فضایی است که در آن استفاده میشود و بدون توجه به زمینه، ممکن است برداشت نادرستی از آن صورت گیرد. در مجموع، این عبارت در معنای عمومی به چیزی قابل تشخیص و بازشناختنی گفته میشود و در معنای حقوقی به حکمی اشاره دارد که امکان اعتراض و رسیدگی دوباره نسبت به آن وجود دارد.
قابل تمیز
لغت نامه دهخدا
قابل تمیز. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب )( اصطلاح حقوقی ) قابل فرجام. رجوع به قابل فرجام شود.
فرهنگ فارسی
اصطلاح حقوقی قابل فرجام رجوع به قابل فرجان شود.
جمله سازی با قابل تمیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نواها داشت ساز عبرت این انجمن اما نگردید از کری قابل تمیز خیر و شر گوشم