فارغ بالی

لغت نامه دهخدا

فارغ بالی. [ رِ ] ( حامص مرکب ) شادی و سرور و خوشی. ( ناظم الاطباء ). مرادف فراغبالی باشد ( ! ). ( آنندراج ).

جمله سازی با فارغ بالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا در بیضه بود ار بود فارغ بالی کانجا نه جست‌وجوی آب و نه سراغ دیوانه بایستی

💡 عشق کو تا شحنهٔ حسرت به زندانم کشد انتقال عهد فارغ بالی از جانم کشد

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز