لغت نامه دهخدا
فائض. [ ءِ ] ( ع ص ) فیض دهنده. رجوع به فیض شود.
فائض. [ ءِ ] ( اِخ ) رجوع به فائضی شود.
فائض. [ ءِ ] ( ع ص ) فیض دهنده. رجوع به فیض شود.
فائض. [ ءِ ] ( اِخ ) رجوع به فائضی شود.
رجوع به فائضی رومی شود.
اسم: فائض (پسر) (عربی) (تلفظ: faez) (فارسی: فائض) (انگلیسی: faez)
معنی: فیض دهنده، فایض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اَیا کاشف الاسرار و یا فائض الانوار ویا مقصد الابرار و یا مونس الاحرار
💡 ابر دست راد او بر آز اگر فائض شود همچو دریا پرکند دامن ز در و گوهرش