غذایی
مترادفها
خوراکی، تغذیهای
فرهنگ عمید
۱. مربوط به غذا: برنامهٴ غذایی.
۲. مناسب برای تغذیه، خوراکی: مواد غذایی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به غذا خوراکی مواد غذا یی.
جمله سازی با غذایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عاشقان را که جز این عشق غذایی دگرست کاسه کدیه ایشان به ابایی برسد
💡 در گزارشی از وبگاه سلامتنیوز در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ بهنقل از مدیر کل نظارت بر مواد غذایی وزارت بهداشت اعلام شدهاست:
💡 از خود غذایی ساز پس آنگاه بره پوی زیرا که ترا به ز تویی عشوه خری نیست
💡 پی نان بدویدم یکی چند به تزویر خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم
💡 شرکت آتوگریل خدمات خود را در ۴۰ کشور ارائه مینماید، که تمرکز اصلی آن در اروپا و آمریکای شمالی است. این شرکت دارای بیش از ۲۵۰ برند مختلف در زمینه مواد غذایی میباشد.