غاشیه بردوش

لغت نامه دهخدا

غاشیه بردوش. [ ی َ / ی ِ ب َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مطیع و فرمان بردار. ( برهان ) ( مجموعه مترادفات ص 43 ):
هست اسم علمت نام رسول قرشی
که بد از مرکب او غاشیه بردوش سروش.سوزنی.

فرهنگ معین

( ~. بَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) مطیع.

فرهنگ عمید

۱. آن که غاشیۀ بزرگان را بر دوش حمل کند
۲. [مجاز] مطیع، فرمان بردار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مطیع فرمانبردار.

جمله سازی با غاشیه بردوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واعظانرا بصفا غاشیه بردوش کشید آنچه گفتند چو در یکسره درگوش کشید

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز