عجزه

لغت نامه دهخدا

( عجزة ) عجزة. [ع َ ج َ زَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عاجز. رجوع به عاجز شود.
عجزة. [ ع ِ / ع ُ زَ ] ( ع اِ ) فرزند پسین مرد. مذکر و مؤنث و جمع در آن یکسان است. ( منتهی الارب ).
عجزة. [ ع َ زَ] ( ع مص ) در اصطلاح بلغاء عاجز بودن شاعر یا منشی درادای غرضی که انشای آن شروع کرده نمی تواند بر نمط محمود به اتمام رساندن. ( آنندراج از مطلع السعدین ).

فرهنگ عمید

= عاجز

فرهنگ فارسی

جمع عاجز
( صفت ) جمع عاجز ناتوانان ضعیفان.
در اصطلاح بلغائ عاجز بودن شاعر یا منشی در ادای غرضی که انشای آن شروع کرده نمی تواند بر نمط محمود باتمام رساندن

جمله سازی با عجزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسدوا ولا درج الی درجاتهم فحسودهم فی عجزه معذور

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز