لغت نامه دهخدا
طرفگاه. [ طَ ] ( اِ مرکب ) مراد از دنیا.( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه نظامی ):
دو پروانه بینم در این طرفگاه
یکی روسپید است و دیگر سیاه.نظامی.
طرفگاه. [ طَ ] ( اِ مرکب ) مراد از دنیا.( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه نظامی ):
دو پروانه بینم در این طرفگاه
یکی روسپید است و دیگر سیاه.نظامی.
دنیا، جهان: دو پروانه بینم دراین طرفگاه / یکی رو سپید است و دیگر سیاه (نظامی۵: ۹۵۹ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو پروانه بینم در این طرفگاه یکی رو سپیدست و دیگر سیاه
💡 همه نواحی او طرفگاه کینه و سوز همه حوالی او خوفگاه فتنه و شر