ذوی الارحام
مترادفها
خویشاوندان، نزدیکان، اقربا
لغت نامه دهخدا
ذوی الارحام.[ ذَ وِل ْ اَ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خویشان نسبی.
فرهنگ عمید
اقربا، خویشان نسبی.
فرهنگ فارسی
خویشان نسبی: ایزد توانا که آفریننده کل مخلوقات است قطع صله رحم را از محسنات شمرده. ) )
خویشان نسبی.
جمله سازی با ذوی الارحام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخت بود از غصه مشتی عام را کو بود رحمت ذوی الارحام را