لغت نامه دهخدا
داخال. ( اِ ) دارخال. فدان تازه که غرس کنند. دال خال. ( شعوری ج 1 ورق 419 ).
داخال. ( اِ ) دارخال. فدان تازه که غرس کنند. دال خال. ( شعوری ج 1 ورق 419 ).
دار خان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضد غیبت مسلمین، مدح و ستایش ایشان است و آن صفتی است خوب، و عملی است مرغوب باعث حصول محبت، و موجب دوستی و الفت می گردد، خصوصا هرگاه در غیاب ایشان بوده باشد و موجب داخال فرح و سرور در دل برادر مومن می شود و ثواب آن چنان که مذکور شد بسیار است و احادیث در ثواب خصوص مدح نیز رسیده.