لغت نامه دهخدا
خاتون جهان. [ن ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است. ( برهان ) ( آنندراج ). عمید لومکی گوید:
فرمودبخاتون جهان از شب و از روز
دو خاتم چالاک لقب رومی و هندی.( از آنندراج ).
خاتون جهان. [ن ِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است. ( برهان ) ( آنندراج ). عمید لومکی گوید:
فرمودبخاتون جهان از شب و از روز
دو خاتم چالاک لقب رومی و هندی.( از آنندراج ).
کنایه از خورشید است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصه پر غصه بر درگاه خاتون جهان عرضه دارم گر ز راه مکرمت اصغا کند
💡 چون تو شاهی از نژاد شاه و خاتون جهان آدم و حوا نزاد از هیچ مام و هیچ باب
💡 مکن بد نام خاتون جهان را ترا به گر نگهداری زبان را
💡 این مرتبت از همت خاتون جهان بین وین تربیت از حضرت خاتون دویم دان