حاجیه
این کلمه در زبان فارسی معانی متفاوتی دارد و بیشتر در متون ادبی و تاریخی به کار رفته است.
زن حاجی یا زن زیارتکننده خانه خدا: «حاجیه» به زنی گفته میشود که حج بیتالله الحرام را انجام داده باشد و در فرهنگ اسلامی، احترام و تقدیر ویژهای به چنین افرادی داده میشود. این کاربرد معمولاً در متون دینی و تاریخی آمده است و بیانگر مقام معنوی و احترام اجتماعی زنانی است که حج را به جا آوردهاند.
زن محترم و سالخورده: در برخی متون فارسی کلاسیک، «حاجیه» برای زن سالخورده، باوقار و محترم به کار رفته است. این معنا بیشتر بار اجتماعی و فرهنگی دارد و نشاندهندهی احترام و منزلت زن در جامعه است.
کاربرد در ادبیات و قصص تاریخی: در اشعار و داستانهای قدیمی، «حاجیه» گاهی به زن خردمند، با تجربه یا مهربان اطلاق میشود و شخصیتهایی با این نام معمولاً نماد اخلاق نیک و تدبیر هستند. از نظر دستوری، «حاجیه» اسم است و میتواند به زن خاص یا عمومی با ویژگی احترام و تقدس اشاره کند.
مترادفها
حجه
لغت نامه دهخدا
حاجیه. [ جی ی َ ] ( ص ) در تداول فارسی زبانان. حاجَّه. حاجِجَة. زنی حج گذارده.
فرهنگ عمید
زنی که به مکه رفته و کعبه را زیارت کرده است.
فرهنگ فارسی
زنی که به مکه رفته باشدوکعبه رازیارت کرده باشد
در تداول فارسی زبانان زنی که حج گذارده
جمله سازی با حاجیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدرش ابوالحسن خان فخرالملک اردلان و مادرش عباسه خانم ملقب به حاجیه والیه، دختر عبدالصمد میرزا عزالدوله فرزند محمد شاه قاجار بود.
💡 زبیده خانم تنها زنی بود که به همراه شاه به منزل جیران فروغالسلطنه، همسر محبوب ناصرالدینشاه، میرفت و مسئول جمعآوری رختخواب شاه بود. در منزل فروغالسلطنه با ننه حاجیه که از زنان اندرون بود آشنا شد و بسیاری از شگردهای دستیابی به منزلت در نزد شاه را از وی آموخت.