لغت نامه دهخدا
حاجیا. ( اِخ ) قریه ای است در نواحی تربت حیدریه.
حاجیا. ( اِخ ) نام یکی از پسران ده گانه زرارةبن عدس است. رجوع به انساب سمعانی ورق 10 شود.
حاجیا. ( اِخ ) قریه ای است در نواحی تربت حیدریه.
حاجیا. ( اِخ ) نام یکی از پسران ده گانه زرارةبن عدس است. رجوع به انساب سمعانی ورق 10 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برگرد حاجیا بسوی مشهدش روان کآنجا توقفی نه چو صد حج اکبر است