جادوان
مترادفها
جادوگران، ساحران
لغت نامه دهخدا
جادوان. ( اِخ ) نام دهی است از دههای ناحیه جی اصفهان. در نزهةالقلوب چنین آمده: اول ناحیت جی در نواحی شهر باشد هفتاد و پنج پاره دیه. و طهران و ماربانان وجادوان و شهرستان که آن را شهرنو اصفهان خوانده اند و اسکندر رومی ساخته و فیروز ساسانی تجدید عمارتش کرده، معظم قرای آن است. ( نزهةالقلوب مقاله 3 ص 50 ).
فرهنگ فارسی
نام دهی در شهرستان اصفهان
جمله سازی با جادوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جادوان با خروش و غریو دلیر و ستیزنده و نره دیو
💡 میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پر از بیم کرد
💡 که با من برهمن چنین گفت پند ز کردار این جادوان نژند
💡 جاودان را امتند و نیستند آگاه ازان جادوان اندر عذاب جاودانند، ای رسول
💡 چو خشم آرد از جادوان بگذرد برابر نکردم پس این با خرد
💡 طلسم تن جادوان بشکند تن بیسرانشان به خاک افکند