لغت نامه دهخدا
ثعابین. [ ث َ ]( ع اِ ) ج ِ ثعبان بمعنی اژدرها. || رئیس الثعابین. ماری خرافی که از تخم خروس زاید و مار پرزهرو نیز مرغی موهوم که دم وی مانند مار بود و نوعی حیوان نیش غولی چون غولی که نظر و نفس وی کشنده است.
ثعابین. [ ث َ ]( ع اِ ) ج ِ ثعبان بمعنی اژدرها. || رئیس الثعابین. ماری خرافی که از تخم خروس زاید و مار پرزهرو نیز مرغی موهوم که دم وی مانند مار بود و نوعی حیوان نیش غولی چون غولی که نظر و نفس وی کشنده است.
= ثعبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گریز از ثعابین عشق ای پسر که این زهر را هیچ تریاک نیست