لغت نامه دهخدا
باپایان. ( اِ ) شتران. || ( ص مرکب ) کوتاه و قصیر. محدود. دارای انتها. ( ناظم الاطباء ).
باپایان. ( اِ ) شتران. || ( ص مرکب ) کوتاه و قصیر. محدود. دارای انتها. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) کوتاه قصیر محدود دارای انتها مقابل بی پایان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طیّ جنگ جهانی دوم و بلافاصله پس از آن فعّالیّت فرقههای محمولهپرست در منطقهٔ اقیانوس آرام افزایشی چشمگیر داشت، چرا که اهالی این مناطق شاهد از راه رسیدن مقادیر زیادی محموله به وسیلهٔ ارتشیان ژاپنی و آمریکایی بودند. با پایان جنگ، پایگاههای نظامی تعطیل و جریان کالا و مواد متوقّف شد.
💡 در طول سالهای جنگ او تا درجه سرگردی ارتقا پیدا و سپس توسط نیروهای آلمانی به اسارت گرفته شد. با پایان جنگ و تأسیس لهستان، سیلینگ در سال ۱۹۱۹ به نیروی زمینی لهستان پیوست و در جنگ لهستان-شوروی فرماندهی هنگ ۴۴ پیادهنظام را به عهده داشت. در سال ۱۹۲۲ او درجه سرهنگی را دریافت کرد و سپس به خواست خود بازنشست گشت.
💡 با حملهٔ ساسانیان، آناستاسیوس دژهایی را برای محافظت از مرزهای شرقی خود بنا نمود اما در ۵۰۵ بین دو طرف صلح برقرار شد و آناستاسیوس با پایان یافتن جنگ آناستازی پذیرفت تا غرامتی را به شهنشه ایران بپردازد.
💡 دی ماریا با پایان قراردادش در یوونتوس راهی بنفیکا شد تا بعد از ۱۳ سال دوباره به تیم دوران جوانیاش برگردد. بنفیکا در اولین بازی رسمیاش پس از بازگشت به بنفیکا در فینال سوپرجام پرتغال گلزنی کرد و در پیروزی ۲–۰ این تیم مقابل پورتو تأثیر گذار بود.