با رحمت

مترادف‌ها

مهربان، دلسوز، با شفقت

متضادها

بی‌رحم، سنگدل، ظالم، قسی‌القلب

لغت نامه دهخدا

بارحمت. [ رَ م َ ] ( ص مرکب ) دارای رحمت. بخشایش گر. بخشایش کننده:
وگر بارت ندادند اندرین در
بر ایشان ابر بارحمت مباراد.ناصرخسرو.رجوع به «با» شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای رحمت بخشایش کننده بخشاینده بخشایشگر.

جمله سازی با با رحمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 میندیش از غبار معصیت با رحمت یزدان که گردد صاف سیلی از سینه بی کینه دریا

💡 چرا اندیشم از گرد گنه با رحمت یزدان؟ به دریا سیل چون پیوسته شد یکرنگ می‌گردد

💡 در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟ با رحمت خدای نجوشد کسی چرا؟

💡 با هیبت تو خون چکد از شاخ ارغوان با رحمت توگل دمد از نوک نیشتر

💡 سودای خدا با تو به فضلست و به رحمت با رحمت و فضلش چه خوری غم چه‌ کنی آه

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران