تقبیل. [ ت َ ] ( ع مص ) بوسه دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). چون بقاعده باشد بوسه دادن. ( ناظم الاطباء ). بوسیدن چیزی را و بوسه دادن. ( غیاث اللغات ): بعد از تقدیم خدمت وتقبیل خاک حضرت و تقریر ثنا و تحیت گفت... ( سندبادنامه ص 198 ). || تقبل العامل العمل تقبیلاً؛ ضامن دادن عامل، و این نادر است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تقبل شود.
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) بوسه زدن، بوسیدن.
بوسیدن، بوسه زدن.
بوسیدن، بوسه زدن
۱ - ( مصدر ) بوسه زدن بوسیدن بوسه دادن. ۲ - ( اسم ) بوسه زنی. جمع: تقبیلات.
[ویکی حج] «تقبیل»، به معنای بوسیدن است و معمولاً برای ابراز محبت، نشان دادن احترام یا به عنوان سلام و خداحافظی استفاده می شود. بوسه به طور کلی یکی از رایج ترین روش های ابراز عشق و محبت است.
تقبیل در حج مصادیق و احکام متفاوتی دارد؛ به گونه ای که بوسیدن همسر از روى شهوت بر مُحرم حرام و موجب ثبوت کفاره است و از سوی دیگر بوسیدن حجرالاسود و دیگر مکان های مقدس مانند رکن یمانی، مضجع شریف پیامبر(ص) و تقبیل مکان ولادت پیامبر(ص) در مکه و... مستحب است.
باید توجه نمود که، بوسه بر این مکان ها، با اعتقاد به استقلال غیر خدا در تاثیر، همراه نیست تا شرک به شمار آید؛ بلکه به قصد احترام به آنان و تبرک انجام می شود.
بوسه زدن، بوسیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر شامگه (سحاب) به تقبیل خاک پاش از اوج چرخ مهر در افتد به روی خاک
💡 یعنی: دراز کن به سوی من دستی را که کف وی عادت کرده است به بخشش زر و مال و پشت او به تقبیل اهل حاجت و سؤال. آن کریم دست به سوی وی دراز کرد، چون ببوسید بر وجه طیبت گفت: موهای لب تو دست مرا بخراشید.
💡 مهچه رایت او کرد بهر سو اقبال چرخ صد جای بخاک اوفتدش بر تقبیل
💡 فشفینا النفس من تقبیلها رغم الحسود و سقینا شربه من کفها شرب الیهود
💡 دین قوی دار که از قوت اسلام برست حجر و کعبه ز تقبیل و طواف کفار
💡 مشکل رسد به دولت تقبیل سده ات گردون اگر چه راست کند قامت دوتا