لغت نامه دهخدا
خداحافظی. [ خ ُ ف ِ ] ( حامص مرکب ) خدانگهداری. وداع. بدرود. ( یادداشت به خط مؤلف )
- غزل خداحافظی را خواندن؛ خداحافظی کردن. بدرود گفتن. اصطلاحی است برای بیان «تمام شدن » و «بسر رسیدن وقت چیزی ».
خداحافظی. [ خ ُ ف ِ ] ( حامص مرکب ) خدانگهداری. وداع. بدرود. ( یادداشت به خط مؤلف )
- غزل خداحافظی را خواندن؛ خداحافظی کردن. بدرود گفتن. اصطلاحی است برای بیان «تمام شدن » و «بسر رسیدن وقت چیزی ».
گفتن «خداحافظ».
یا خدا حافظی کردن. تودیع کردن بدرود گفتن.
saluto
💡 در سال ۱۳۵۳ آشتیانی همراه با خداحافظی بازیکنان قدیمی باشگاه در حالی که ۲۸ سال سن داشت به عنوان کاپیتان پرسپولیس انتخاب شد و در همان سال جام سوم تخت جمشید را به عنوان کاپیتان تیم بالای سر برد. آشتیانی در فصل ۱۳۵۵ با کسب عنوان نایب قهرمانی لیگ تخت جمشید از عرصه بازیگری خداحافظی کرد.
💡 افشین پس از سپری کردن یک فصل نه چندان موفق در استقلال تهران و استقلال خوزستان در تاریخ ۳۱ تیر ۹۶ با قراردادی یک ساله به فولاد خوزستان بازگشت. آرش افشین در لیگ هفدهم با پیراهن فولاد خوزستان نتوانست درخششی داشته باشد و در لیست مازاد این تیم قرار گرفت.آرش افشین ۱۷ خرداد ۱۴۰۲ رسما از دنیای فوتبال خداحافظی کرد.
💡 ادوارد به طرف قصرش فرار میکند و پلیس هم بهدنبال اوست. کیم خود را مخفیانه به قصر میرساند و ادوارد ر امی بیند و به او میگوید که دوستش دارد. در همین موقعیت جیم از راه میرسد و ادوارد را مورد حمله قرار میدهد و ادوارد هم او را میکشد و بعد از کیم خداحافظی میکند.
💡 نیلوفر اردلان در سال ۱۳۹۶ تصمیم به خداحافظی از دنیای فوتبال و دنیای فوتسال به عنوان بازیکن گرفت و رسماً وارد عرصه مربیگری شد.