بهارش
ویکی واژه
عمل بهاره کردن.
جمله سازی با بهارش
💡 الا تا بُود ارغوان از بهارش می لاله رنگ مصفّی وظیفه
💡 آمد خزان عمر و بهارش ز دست رفت در ماتمش چو ابر بهاری ببار اشک
💡 همیدون تموز و دی اش چاکرست بهارش مشاطه خزان زرگرست
💡 یارب چه عیش باشد در گلشنی نشستن کایمن بود بهارش از آفت خزانی
💡 بهارش تویی غمگسارش تویی درین تنگ زندان زوارش تویی