( حیطة ) حیطة. [ ح َ طَ ] ( ع اِمص ) و گاه بکسر حاء آید. هشیاری و حزم در کار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): یقال: فلان حیطة لک؛ اَی تحنن و تعطف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اسم است احتیاط را. || ( اِ ) زن باعفت و بزرگوار. ( اقرب الموارد ).
حیطة. [ طَ ] ( ع مص ) حوط. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). دیوار گرد چیزی برآوردن. ( آنندراج ). رجوع به حوط شود. || جای احاطه کرده شده. ( آنندراج ) ( غیاث ). در حیطه تصرف درآوردن. || ( اِمص ) اسم است احتیاط را. ( اقرب الموارد ).
(طِ ) [ ع. حیطة ] ۱ - (اِ. ) احاطه شده. ۲ - (مص م. ) حفظ کردن، در پناه خود درآوردن.
زمین، میدان، یا مکانی مشخص برای انجام عملی خاص.
نگهبان کردن، حفظکردن، درپناه خوددر آوردن
۱ - ( مصدر ) حفظ کردن در پناه گرفتن نگاهبانی کردن. ۲ - ( اسم ) هر جای احاطه شده زمینی فراخ که اطراف آنرا احاطه کرده باشند دیواربست.
حوط. دیوار گرد چیزی بر آوردن. حیعلتین نشان. ( حی علی الصلوه ) و حی ( علی الفلاح ). لکن ( حی علی خیر العمل ) تنها مردم شیعه راست.
sfera
حیطة
احاطه شده.
حفظ کردن، در پناه خود درآوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سری استاندارد حیطه ارتباط بین نرمافزاری را در یکپارچه سازی سیستمهای نرمافزاری که نیازمند جمعآوری دادههای مختلف میباشد پوشش میدهد. در واقع این استانداردها راهنمای ایجاد بستر مناسب برای ارتباط داده در بین نرمافزارهای مختلف میباشد.
💡 بر پایه این کنوانسیون کشورهای عضو یونسکو، میتوانند آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی کشور خود را نامزد ثبت بهعنوان میراث جهانی کنند. حفاظت از این آثار پس از ثبت در عین باقیماندن در حیطه حاکمیت کشور مربوط، به عهده تمام کشورهای عضو خواهد بود.
💡 هرجاکه را مره آدماش با خدش مرن دیوون ختش چو حیطه مصفایه پندری
💡 آرش فکار از تیر او گرشاسب از شمشیر او در حیطه تسخیر او هفت و شش و چار آمده
💡 یکی از راههای رویارویی با شکاکیت محدود این است که نشان داده میشود این نوع شکاکیت، محدود به حیطه موردنظر نخواهد ماند یعنی مستلزم شکاکیت مطلق است، آنگاه همه آنچه امکان دارد در شکستن شکاکیت مطلق بکار گرفت.
💡 شهنشاها تویی کت بینم اندر حیطهٔ قدرت مسخر شش جهت هم پنج حس هم چار ارکان را