تعریف و معنا:
این اصطلاح به معنای ایجاد و شکلگیری چیزی است. این واژه معمولاً به فرآیند آفرینش موجودات و پدیدهها در جهان اشاره دارد و به طور خاص در متون دینی به آفرینش جهان و موجودات زنده توسط خداوند مرتبط است.
کاربرد در متون دینی:
در متون اسلامی، تکوین به عنوان یکی از صفات خداوند مطرح میشود. خداوند به عنوان خالق و آفریننده جهان و موجودات شناخته میشود و تکوین به معنای اراده و قدرت او در خلق و ایجاد موجودات است.
کاربرد در فلسفه:
در فلسفه، این مفهوم به فرآیند ایجاد و تغییر در موجودات و پدیدهها اشاره دارد. فیلسوفان مختلف نظرات متفاوتی درباره این موضوع دارند. برخی مانند ابنسینا معتقدند که خداوند به عنوان خالق، جهان را به وجود آورده و آن را تحت کنترل دارد. دیگران مانند ملاصدرا به این فکر کردهاند که تکوین میتواند یک فرآیند دائمی باشد که در آن موجودات همیشه در حال تغییر و تحول هستند.
در علوم طبیعی:
این اصطلاح به فرآیندهای زیستی و شیمیایی که منجر به شکلگیری و توسعه موجودات زنده میشود، اشاره دارد. به عنوان مثال، در زیستشناسی، تکوین به فرآیندهای رشد و تکامل موجودات زنده از مرحله جنینی تا بلوغ مربوط میشود.
تکوین. [ ت َ ] ( ع مص ) هست کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). هست کردن و نو بیرون آوردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هست نمودن و در وجود آوردن و پیدا کردن و... اصل آن کون بمعنی بودن است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). احداث. ( اقرب الموارد ). ایجاد چیزی که مسبوق به ماده باشد. ( از تعریفات جرجانی ). آفریدن خدای تعالی موجودات را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کون الاشیاء؛ ای اوجدها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ):
اگر تکوین به آلت شد حوالت
چه آلت بود در تکوین آلت.نظامی.
تکوین. [ ت َ] ( اِخ ) کتاب تکوین. سفر تکوین. سفر پیدایش. نام نخستین کتاب عهد عتیق. رجوع به پیدایش ( سفر... ) شود.
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) آفریدن، به وجود آوردن.
به وجود آوردن، هستی دادن، آفریدن، احداث کردن.
بوجود آوردن، هستی دادن، آفریدن، احداث کردن
۱ -( مصدر ) هست کردن بهستی آوردن هستی دادن. ۲ - ( اسم ) ایجاد. جمع: تکوینات.
کتاب تکوین سفر تکوین
تَکْوین (development)
در زیست شناسی، فرآیندی که طی آن، موجود زنده خود را از شکل یاخته ای منفرد به جانداران پریاخته ای و پیچیده، با ساختارهایی مانند اندام های حرکتی و اعمالی مانند تنفس، تبدیل می کند. ساختارهای حاصل قادرند در ارتباط با یکدیگر کار کنند. بیشتر جزئیات این فرآیند ناشناخته، و فقط برخی از ویژگی های اساسی آن دانسته است. جز یاخته های جنسی (گامت ها)، هر یاخته در جاندار دقیقاً رمز وراثتی یکسانی دارد. بنابراین، تکوین یاخته به شکل یاختۀ جگری یا مغزی به ژن های موجود بستگی ندارد، بلکه وابسته به ژن هایی است در آن بیان می شوند. تکوین شکل ها و الگوهای جاندار و تولید یاخته های متفاوتِ بسیار تخصص یافته مسئله ای کنترلی است که طی آن، ژن ها بسته به مرحلۀ تکوین موجود زنده فعال (روشن) یا غیرفعال (خاموش) می شوند.
[ویکی فقه] تَکْوین، در فلسفه به معنی به وجود آمدن از ماده می باشد.
این اصطلاح در اصل به معنی یکی از مراتب وجود یافتنِ جهان در فلسفۀ مشائی است که به دیگر نظامهای فلسفی نیز راه یافته است. در این مکتبِ فلسفی، زمین و موجوداتِ زمینی نسبت به مراتبِ بالاترِ موجودات، در واپسین مرحله به وجود می آیند و تکوینِ آنها با هستی یافتنِ ماده، به عنوان قابل برای کون وفساد، آغاز می گردد. اصطلاح تکوین به این معنا، همانند احداث، در برابر ابداع قرار می گیرد. هریک از این دو از جهتی با ابداع تقابل دارند، احداث از جهت مسبوق بودن به زمان، و تکوین از جهت مسبوق بودن به ماده؛ حال آن که ابداع مسبوق به هیچ یک نیست.
وجوه مورد مطالعه در تکوین
در بحث از تکوین، دو وجه جهان شناختی ـ متافیزیکی و طبیعی قابل بررسی است.
وجه متافیزیکی
۱. تکوین از دیدگاه جهان شناسانه و متافیزیکی: در نظامِ کیهان شناختیِ مشائی، جهانِ هستی به ترتیبِ عقل، نفس، فلک، عناصر و مرکبات توضیح داده می شود. آن گاه که اجسام فلکی یا کرات آسمانی به تمامی به وجود آمدند، ایجادِ عالمِ زیر ماه که همان جهانِ زمینی است، آغاز می گردد.
آفریدن، به وجود آوردن.
💡 بلک بی علت و بیرون زین حکم آب رویانید تکوین از عدم
💡 خصائصُ الکبری با عنوان اصلی «کفایة الطالب اللبیب فی خصائص الحبیب»؛ اثری از جلالالدین سیوطی دربارهٔ محمد، پیامبر اسلام است بهطور ویژه به منش و ویژگیهای فردی پیامبر پرداخته است. این اثر دربرگیرندهٔ حدود ۵۷۰ باب دربارهٔ «ویژگیهای عام»، «ویژگیهای تکوینی» و «احکام اختصاصی» منسوب به پیامبر اسلامی، محمد است.
💡 غایت مقصود تکوین داور دور زمان زبده ی ارکان عالم درّ دریای ظفر
💡 گروه زیستشناسی سلولی تکوینی در دو سطح ارشد و دکترا دارای اعضای هیت علمی با مرتبه بالای علمی در سطح دانشیار (دو استاد) و استادیار (چهار استاد) است.