واژه تشویش در زبان فارسی به معنای نگرانی یا اضطراب به کار میرود و به شیوههای گوناگونی در جملات به کار گرفته میشود. تشویش اذهان عمومی، اصطلاحی حقوقی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران به کار گرفته شد و به عنوان یک مفهوم کلیدی در زمینه جرائم سیاسی شناخته میشود. افرادی که طبق قانون، علیه مسئولان نظام حاکم سخن بگویند یا مطالبی منتشر کنند که ممکن است واقعی یا غیرواقعی باشد و موجب نگرانی و ناراحتی افکار عمومی شوند، به عنوان مجرم در نظر گرفته شده و طبق قوانین مجازات خواهند شد. در قانون اساسی تصریح شده است که آزادی بیان برای همه افراد محفوظ است، اما در صورتی که نوشته یا بیانی به شکل نقدی ارائه شود، ممکن است تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. به وضوح، این موضوع نیازمند دقت و توجه ویژه قاضیهای عادل است. در ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی آمده است: هر فردی که با هدف آسیب رساندن به دیگران، یا ایجاد آن در اذهان عمومی یا مقامات رسمی، از طریق نامه، شکوائیه، مراسلات، عرایض، گزارش، یا توزیع هر نوع اوراق چاپی یا خطی، چه با امضاء و چه بدون امضاء، اقدام به بیان اکاذیب کند، یا با همان اهداف، اعمالی را به صورت مستقیم یا به عنوان نقل قول به اشخاص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی نسبت دهد، چه به صورت صریح و چه به صورت تلویحی، و این اقدامات منجر به ضرر مادی یا معنوی به دیگران شود یا نشود، علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، به حبس از دو ماه تا دو سال یا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم خواهد شد. از متن ماده چنین برمیآید که قانونگذار به دنبال مقابله با نشر اکاذیب با علم و قصد آسیب رساندن به دیگران یا ایجاد تشویش در اذهان عمومی است. به طور طبیعی، کذب باید به وضوح خلاف واقع باشد؛ در غیر این صورت، هر نقدی که با نظر، سلیقه و خواست برخی مسئولان مغایرت داشته باشد، نمیتواند کذب محسوب شود و هر تحلیلی که با نظر دادستانی همخوانی نداشته باشد، نمیتواند به عنوان تشویش اذهان عمومی تلقی گردد.

تشویش
لغت نامه دهخدا
تشویش. [ ت َش ْ ] ( ع مص ) شوریده گردانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ). شوریده بکردن. ( زوزنی ) ( دهار ). شوریده کردن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پریشان کردن. ( غیاث اللغات ). در قاموس آمده است که تشویش و مشوش و تشوش همگی لحن اند و صواب تهویش و تهوش و مهوش است. ( از منتهی الارب ). و این عربی الاصل نیست و فارسیان بمعنی رنج و محنت با لفظ داشتن و خوردن و کشیدن و دادن و کردن استعمال می نمایند. ( آنندراج ). || ( اِمص ) پریشانی و آشفتگی و اضطراب و بی آرامی و وحشت و هراس و حیرت و شوریدگی خاطر. ( ناظم الاطباء ):... فوجی قوی از هندوان و از هر دستی پیش کنم.... و راه سیستان گیرم... تا ایمن باشیم اما تشویش این خاندان بننشیند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 49 ). چون بنشست تشویشی دید، بدگمان گشت بترسید، درساعت بند آوردند و وی را ببستند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 655 ). چون خبر بشهر افتاد که هارون رفت تشویشی بزرگ بپا شد. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 700 )
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. [قدیمی] درهم کردن، به هم زدن.
۳. [قدیمی] پراکندن.
۴. [قدیمی] شوریده ساختن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) شوریده کردن در هم کردن پریشان ساختن. ۲-( اسم ) پریشانی آشفتگی. جمع: تشویشات.